دراز کشیده بودم ،داشتم به سقف نگاه میکردم!ذهنم درگیر بود یک دفعه یادم اومد قراره جشن شب یلدا تو دانشگاه برگزار بشه؛شب یلدا...شب یلدا...یعنی دی نزدیک است!!!یه چیزی یادم افتاد!به سرعت از جا بلند شدم این سالنامه منت کجاااااست؟آهان پیداش کردم؛در حالی که زمزمه میکردم 2 دی... 2 دی... توی سالنامه دنبال دوم دی میگشتم.پیدا شد؛دوشنبه دوم دی ماه،خودکار قرمزمو از تو کیفم برداشتم بالای صفحه زیر 2 دی بزرگ نوشتم "تولد... تولد... تولدم مبارک!"

بدین وسیله از تمام دوستان،آشنایان،نا آشنایان،دشمنان! برای صرف شیرینی و شام در روز دوم دی ماه دعوت به عمل می آید.لازم به ذکر است 1-نوع و کمیت و کیفیت و نحوه ارائه شیرینی متناسب با کادوی داده شده میباشد و شیرینی ذکر شده بین آب معدنی و "شیرینی!" متغییر میباشد. 2- واژه "شام"یه خاطر امید بخشی و بالارفتن جنبه ادبی بوده و وجود خارجی نخواهد داشت!!!!