خداوندا . . .

این شعر رو از یکی از دوستانم گرفتم و شاعر این شعر رو هم نمیدونم!
خداوندا . . .
در این سالی که در پیش است
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای، لیکن
در آغاز طلوع روشن سالی که می آید،
کمک کن تا رها سازم ز خود، من
کوله بار یک هزار و سیصد افسوس و
هزار و سیصد اندوه و . . .
مرا در این سیه سودا
و این سرمای پرسوز و
سکوت سایه های سرد
یاری کن . . .
و با تدبیر پر مهرت
سحرگاهان
سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی
هدیه ام فرما.
خداوندا . . .
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای، اما
برای مردمان خوب این وادی
عطا فرما
هزار امید،
هزار و سیصد آگاهی،
هزار و سیصد و هشتاد بهروزی،
هزار و سیصد و هشتاد و هشت لبخند زیبا را.
