باز هم ترم جدید دیگری و باز هم همچون ترم های گذشته تعداد زیادی دروس تکراری و اندک واحد های جدید که مهر ننگین افتادن! هنوز بر انها زده نشده!

تقریبا توصیف فشار ناباورانه دروس در این ترم که از همکنون سنگینی ان را به شدت بر تمام اعضا و جوارح خود و حتی اعضا داخلی!احساس میکنم ناممکن است و شاید بر اثر همین فشار و بیشتر اثر روانی ان باشد که که در طول چند ماه گذشته که از فرط بیکاری به ولگردی و شبگردی های طولانی مدت روی اورده بودم حتی یک بار هم دست به این قلم نتراشیده!! نبردم ولی اکنون در این زمان از شب و در حالی که باید فردا ازبوق سگ تا زوزه شغال در کلاس این طوطی صفتان و شمر مرامان حاضر شوم؛شعر هایی این چنینی از ذهنم میگذرد که البت چرایی نوشتن این ها را نمیدانم .

به امید دیدار هرچه سریع تر شما دوستان!

با عرض شرمندگی وقت ضیغ است و زمان رفتن!

تا بعد.